تبليغاتX
زروانیک - میرمهنا

میرمهنا

   میر مهنا در زمان پادشاهی کریم خان در بندر کوچکی از توابع بندر گناوه در استان بوشهر بنام بندر ریگ بدنیا آمد. در آن زمان ایران دچار درگیری و اغتشاشات داخلی میان حکام و جنگ در شمال و غرب کشور بود و کریم خان برای مدتی جنوب را به حکام محلی سپرده بود. در این زمان ایران دچار قحطی و گرسنگی و جنگ بود. بنابراین شخصی بنام میرمهنا بعد از قتل اعضای خانواده اش تصمیم می گیرد و فقری که ناشی از گرفتن تمام اموال خانواده اش توسط انگلیسیها به آن گرفتار شده بود تصمیم می گیرد بر راههای بازرگانی (دریایی، زمینی) فائق آید. بنابراین به جمع آوری تعداد و نفراتی می کند که به همراه او دست به غارت و چپاول دریایی و زمینی می زنند. و به به مدت 15 سال به عنوان قدرتی بلامنازع و قهرمانی شکست ناپذیر بر خلیج فارس حاکمیت می کند.

    که با وجود لشکرکشیهای متعدد صادق خان برادر کریم خان به آن نواحی بعد از شکست، بر می گشت. همچنین تمام ناوگانهای نظامی متعلق به دولت هلند و انگلیس و پرتغال از حمله میر مهنا و غارت اموالشان در خلیج فارس دچار رعب و وحشت شده بودند که مرتب از دولتهای مرکزیشان طلب نیرو وکمک می کردند.

   هر چند در تاریخ گیتی گشا کمی این روند را اغراق دانسته و معتقد است داستان میرمهنا ذهن را به یاد کارهای عیاران و داستان های کلاسیک و افسانه های قدیمی ایران می اندازد. که این نوع جنگاوری کمی اغراق آمیز به نظر می رسد.

   میرمهنا بعد از جنگ های متععد با نیروهای خودی و غیر خودی و تعقیب مداوم زکیخان برادر دیگر کریم خان و تقویت نیروی دریایی به ناچار ابتدا بندر خارگ را تصرف کرد و بعد از مقاومت زیاد در برابر محاصره نیروهای زکیخان بناچار به بصره پناه می برد و بر اثر خستگی زیاد و گشنگی و تشنگی زیاد به مردم پناه می برد، ولی مردم او را می شناسند و تحویل حاکم بصره می دهند و آنان نیز بعد از قتل او دستور به جدایی سر از تنش را میدهند و در ازای گرفتن مقداری سکه او را تحویل دولت مرکزی می دهند.

   اما نام میرمهنا با هر لقب و عنوانی که برایش قائل باشیم، در تاریخ مبارزات و دشمن ستیزی های ملت های ایران و سرزمینهای حاشیه ی خلیج فارس، حیاتی جاودانه یافت. هر چند نویسندگان متاثر از کاتبین پیشین، درست یا غلط او را «دزد و راهزن» و فردی « خبیث و نامردمی» لقب داده اند، اما در ذهن و یاد مردم جنوب ایران به گونه ای ی دیگر ماندگار شد.

   مردم بوشهر... ده ها سال بعد، درخت سدری به یاد او کاشتند و آن را «کُنار مهنا» نامیدند. که در باورشان این بود که این درخت معجزه می دهد، و شفای بیمارانشان، بخت گشای دخترانشان و حاجات دیگرشان را از این درخت می خواهند و به آن دخیل        می بندند و شمع روشن می کنند.

 

 برگرفته شده از کتاب زوال دولت هلند و ظهور میرمهنا نوشته خورشید فقیه

 

سمیرا

 

 

+ نوشته شده در  86/12/29ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط سمیرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بنام یزدان پاک
وبلاگ بیشتر حول محور مسائل تاریخی و ادبی می گردد. مخصوصاَ تاریخ جنوب که بی نهایت به آن علاقمندم.امیدوارم همه دوستان نهایت بهره را ببرند و مرا از کاستی های این وبلاگ مطلع کنند.
با تشکر.
سمیرا

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
پیوندها
سوشیانس و تاریخ ایران زمین
سرای کورش و داریوش... ایران
تاریخ دشتی
فرهنگ و ادب بوشهر
غزلداستان
پندار
کلک شبانه
ابوحنانه (فرزان اسدی)
تاریخ ایران و پادشاهان بزرگ آن
شعر و تاريخ ايران باستان
Dynamic designers فلسفه.هنر و معماری
تحصیل در فیلیپین
دین زرتشت آیین آزادگی و اختیار
به نام اهورای پاک
هفته نامه نسیم جنوب
دشتي ها
تاریخ و فرهنگ ایران زمین
اندیشه گر
آینده سازان توسعه جنوب
پرنیان
No Pain No Gain - Abedin
وبلاگ برق الکترونیک دشتی
سیراف (سیراف مروارید خلیج فارس)
hendoostan
سید محمد رضا هاشمی زاده
منیرو روانی پور
سجاد واعظی
وندا وحیدی
غريبه اي نام آشنا(حسین حیدری)
گزارشات خبری کنگان(مهندس قاسمی)
باغ بی برگی (ژاماسپ)
گنجینه سعادت(یک دوست)
آریا بوم (یک دوست)
هیرو (ابراهیم شاکری)
به یاری اهورا (یک دوست)
کردوان علیا(فرهنگ،افتخارات)مطالب متنوع و(علی متفق)
رد نایابِ درد(محد باقر حاجیانی)
مدیریتی بر جنوب کشور (حسین اندام)
مردکاغذی (ابراهیم جاگرانی)
دوست عزیز محمد رضا بی گناه (کانادا)
شیپور (آقای حق شناس) آلمان
مجید.س (یک دوست از وطن)
فایز دشتی (مجتبی سعیدی)
ابیانه نگینی در دل کوه
انیسا دهقان
سایت خبری (مند نیوز)
آقای شهیر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM