![]() |
![]() |
|
|
میرمهنا هر چند در تاریخ گیتی گشا کمی این روند را اغراق دانسته و معتقد است داستان میرمهنا ذهن را به یاد کارهای عیاران و داستان های کلاسیک و افسانه های قدیمی ایران می اندازد. که این نوع جنگاوری کمی اغراق آمیز به نظر می رسد. میرمهنا بعد از جنگ های متععد با نیروهای خودی و غیر خودی و تعقیب مداوم زکیخان برادر دیگر کریم خان و تقویت نیروی دریایی به ناچار ابتدا بندر خارگ را تصرف کرد و بعد از مقاومت زیاد در برابر محاصره نیروهای زکیخان بناچار به بصره پناه می برد و بر اثر خستگی زیاد و گشنگی و تشنگی زیاد به مردم پناه می برد، ولی مردم او را می شناسند و تحویل حاکم بصره می دهند و آنان نیز بعد از قتل او دستور به جدایی سر از تنش را میدهند و در ازای گرفتن مقداری سکه او را تحویل دولت مرکزی می دهند. اما نام میرمهنا با هر لقب و عنوانی که برایش قائل باشیم، در تاریخ مبارزات و دشمن ستیزی های ملت های ایران و سرزمینهای حاشیه ی خلیج فارس، حیاتی جاودانه یافت. هر چند نویسندگان متاثر از کاتبین پیشین، درست یا غلط او را «دزد و راهزن» و فردی « خبیث و نامردمی» لقب داده اند، اما در ذهن و یاد مردم جنوب ایران به گونه ای ی دیگر ماندگار شد. مردم بوشهر... ده ها سال بعد، درخت سدری به یاد او کاشتند و آن را «کُنار مهنا» نامیدند. که در باورشان این بود که این درخت معجزه می دهد، و شفای بیمارانشان، بخت گشای دخترانشان و حاجات دیگرشان را از این درخت می خواهند و به آن دخیل می بندند و شمع روشن می کنند. سمیرا |
|
+ نوشته شده در
86/12/29ساعت 4:33 بعد از ظهر توسط سمیرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بنام یزدان پاک
وبلاگ بیشتر حول محور مسائل تاریخی و ادبی می گردد. مخصوصاَ تاریخ جنوب که بی نهایت به آن علاقمندم.امیدوارم همه دوستان نهایت بهره را ببرند و مرا از کاستی های این وبلاگ مطلع کنند. با تشکر. سمیرا |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|