تبليغاتX
زروانیک - اسماعیلیه

   در کنار علاقه ای وافری که به ادیان دارم همیشه در مورد شعباتی که در اسلام وجود دارند و البته کم هم نیستند می اندیشدم، اسماعیلیان، راوندیه، فاطمیون و ... که هستند و از کجا ظهور کردند و چطور؟ همه  اینها گاهاً پرسشی است که در ذهن آنان که اهل اندیشه هستند بارها و بارها می آید و می رود. و البته با تحقیق و تفحص برای بعضی از آنها توانستم جواب پیدا کنم، که بصورت خلاصه از نظرتان خواهد گذشت. امیدوارم نهایت استفاده و بهره را ببرید. که البته در دفعات بعد بصورت خلاصه از گروهها و شعبات دیگر خواهم نوشت.

سمیرا بهزادی

 

اسماعیلیه

 

اسماعیلیان که هستند و از کجا آمدند؟

 

   اسماعیلیه قومی هستند از شیعیان آل علی که پس از فوت امام جعفر صادق امام ششم، به جای امام موسی کاظم، برادر او اسماعیل را امام هفتم می دانستند  و می گفتند که اسماعیل مستور شده و ائمه بعد از او همه پنهانند و در وقتی که مصلحت باشد ظاهر خواهند شد. به همین علت این گروه از شیعه را اسماعیلیه یا به علت آن که فقط به هفت امام قائل بوده اند سبعیه می خواندند.

   در باب امام عقیده اسماعیلیه این بود که چون عقل بشر برای معرفت خداوند کافی نیست، شخصی بعنوان امام باید مردم را مثل معلم از راه تعلیم به این معرفت آگاه کند و به همین مناسبت است که اسماعیلیه را تعلیمیه نیز می گویند.

   اکر کسی بر باطن شریعت پی برد و ظواهر را مهمل گذاشت، بحثی بر او نیست و به همین دلیل غالب احکام شریعت را به وجهی تاویل می کردند و برای هر یک از عبادات و غیره باطنی     می ساختند و علت شهرت ایشان به لقب باطنیه نیز همین است.

   پس از اسماعیل بن جعفر صادق، مبلغین مذهب اسماعیلی و دعات ایشان در جمیع بلاد اسلامی منتشر شدند و علناً یا در سر مردم را به این دین خواندند و در پاره ای مواقع به گرواندن امرا و سلاطین و قبایل و مردم بلادی در شرق و غرب توفیق یافتند و مهم ترین پیشرفت کار ایشان قبل از اهمیت یافتن سلسله فاطمیون در آفریقا قیام قرامطه است که در سال 278 ظهور کردند و بر بسیاری از شهرهای عراق و شام و عمان و بحرین استیلا یافتند و مکه را گرفتند و مدت ها اسباب آزار و کشتار مسلمین در این نواحی بودند.

   در ایران و ماورالنهر اسماعیلیه اگر چه در ایام امارت امیرنصربن احمد سامانی و در بدو کار دیالمه آل زیار در دستگاههای دولتی رخنه و نفوذی یافتند لیکن به علت بر روی کار آمدن ترکان متعصب غزنوی و سلجوقی نتوانستند از خود دولتی تشکیل دهند، فقط دعات و پیروان آن مذهب در پناه کوهها و قلعه های مستحکم می زیستند و از آنجا تعالیم دینی خود را به مردم می رساندند اما در مغرب یعنی آفریقا بر خلاف  کار ایشان پیشرفتی بزرگ حاصل کرد و به سال 296 در تونس دولتی تشکیل دادند و برای آن که ائمه ایشان با علویان ایران مشتبه نشوند، خود را به فاطمه دختر حضرت رسول منتسب ساختند و نام فاطمیون بر خود گذاشتند و به شرحی که سابقآً گذشت به تدریج بر مصر و قسمت عظیمی از شام و عربستان مسلط آمدند و در عهد ارسلان بساسیری مدت یک سال هم در بغداد به نام خود خطبه می خواندند.

   بعد از مرگ المستنصربالله خلیفه فاطمی مصر(427_487) میان دو پسرش المصطفی الدین الله نزار و مستعلی بر سر خلافت نزاع در گرفت. چه مستنصر ابتدا نزار را جانشین خود کرده بود لیکن بعد از این انتصاب پشیمان شد و ولیعهدی را به مستعلی داد واین دو پسر هر کدام طرفدارانی داشتند.

   نتیجه این اختلاف آن شد که اسماعیلیه به دو گروه منقسم گردیدند: نزاریه طرف نزار را گرفتند و مستعلویه طرف مستعلی را. نزار هیچگاه به خلافت نرسید و مغلوب و اسیر برادر شد و در همین حال مرد، لیکن یارانش در اطراف منتشر شدند و مردم را به خود خواندند. این دعوت نزاریه را دعوت جدیده می خواندند. اسماعیلیان ایران که از این تاریخ به بعد به دعوت      پرداخته اند همه از نزاریه اند و مدعیند که فرزندان یکی از پسران نزارند.

   در این خلافت مستنصر از کسانی که به دین اسماعیلی درآمد شخصی بود حسن صباح نام از مردم ری که درست اصل و نسب او معلوم نیست.

   حسن در سال 469 از ری به اصفهان و از آنجا به آذربایجان و شام رفت و در 471 سفری به مصر کرد و یک سال و نیم در آنجا ماند و در سلک جماعتی درآمد که طرفدار هلافت نزار بودند و به این عقیده به مشرق برگشت و از اواخر سال483 به دعوت مردم ایران به مذهب اسماعیلیان نزاری پرداخت و در ششم رجب 483 بر قلعه الموت استیلا یافت و آن نقطه را مرکز دعوت و مقر اقامت خود قرار داد و یاران او غیر از این قلعه در اکثر نقاط صعب الوصول کوهستانی شمال و مشرق ایران از حدود آذربایجان تا کرمان مخصوصاً در ناحیه دیلم و قومس و قهستان پناهگاههای محفوظی داشتند و زیر دست سران اسماعیلی ایران و محتشمان این قلعه ها جمعی مردم جانباز فداکار به نام فدایی بودند که اسماعیلیه غالباً به توسط ایشان دشمنان زیاد خود را از روسای لشکری و دینی و امرا و پادشاهان می کشتند.

  

   

   تاریخ ایران: حسن پیرنیا، عباس اقبال آشتیانی، پرویز بابایی

 

سمیرا بهزادی

 

           

+ نوشته شده در  87/02/22ساعت 9:57 قبل از ظهر  توسط سمیرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بنام یزدان پاک
وبلاگ بیشتر حول محور مسائل تاریخی و ادبی می گردد. مخصوصاَ تاریخ جنوب که بی نهایت به آن علاقمندم.امیدوارم همه دوستان نهایت بهره را ببرند و مرا از کاستی های این وبلاگ مطلع کنند.
با تشکر.
سمیرا

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
پیوندها
سوشیانس و تاریخ ایران زمین
سرای کورش و داریوش... ایران
تاریخ دشتی
فرهنگ و ادب بوشهر
غزلداستان
پندار
کلک شبانه
ابوحنانه (فرزان اسدی)
تاریخ ایران و پادشاهان بزرگ آن
شعر و تاريخ ايران باستان
Dynamic designers فلسفه.هنر و معماری
تحصیل در فیلیپین
دین زرتشت آیین آزادگی و اختیار
به نام اهورای پاک
هفته نامه نسیم جنوب
دشتي ها
تاریخ و فرهنگ ایران زمین
اندیشه گر
آینده سازان توسعه جنوب
پرنیان
No Pain No Gain - Abedin
وبلاگ برق الکترونیک دشتی
سیراف (سیراف مروارید خلیج فارس)
hendoostan
سید محمد رضا هاشمی زاده
منیرو روانی پور
سجاد واعظی
وندا وحیدی
غريبه اي نام آشنا(حسین حیدری)
گزارشات خبری کنگان(مهندس قاسمی)
باغ بی برگی (ژاماسپ)
گنجینه سعادت(یک دوست)
آریا بوم (یک دوست)
هیرو (ابراهیم شاکری)
به یاری اهورا (یک دوست)
کردوان علیا(فرهنگ،افتخارات)مطالب متنوع و(علی متفق)
رد نایابِ درد(محد باقر حاجیانی)
مدیریتی بر جنوب کشور (حسین اندام)
مردکاغذی (ابراهیم جاگرانی)
دوست عزیز محمد رضا بی گناه (کانادا)
شیپور (آقای حق شناس) آلمان
مجید.س (یک دوست از وطن)
فایز دشتی (مجتبی سعیدی)
ابیانه نگینی در دل کوه
انیسا دهقان
سایت خبری (مند نیوز)
آقای شهیر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM