![]() |
![]() |
|
|
یهودیان از سامی ها هستند و سامی ها یکی از اقوامی هستند که آنان را از اعقاب سام، پسر نوح می دانستند اقوام سامی عبارتند از: اکدی ها یا بابلی های قدیم، آشوریها، کنعانی ها، عبری ها، آرامی ها، عربها، این اقوام همگی تا چهارهزار سال ق.م با یکدیگر در شبه جزیره عربستان زندگی می کردند و بعد به دلیل تغییرات جوی و نبودن باران برای ادامه حیات به تدریج مهاجرت کرده و به عراق، سوریه، فلسطین و لبنان آمدند. قوم یهود در گذشته و حال نام های گوناگون داشته است از جمله نام عبری است (عبری یا عبرانی). «عبریان» افراد کلان خود را همخوان می دانستند و خود را برادر یکدیگر می خواندند و برای پاک نگاه داشتن خون و نژاد ارزش فراوانی قائل بودند. وجه تسمیه یهود وجه تسمیه عِبری همان بدویت این قوم است که از صحرای حجاز به فلسطین روی آوردند. از جمله گفته شده است که: «یهود» به معنای «هدایت یافته» است و علت آن توبه قوم موسی از گوساله پرستی است و یا که به علت انتساب به «یهودا» فرزند بزرگ یعقوب، «یَهُود» نامیده شدند. یهود مُعرب هود است و لذا نقطه آن حذف گردیده است و یا چون یهودیان به هنگام قرائت تورات خود را تکان می دادند به آنها یهود گفته اند. این قوم به هر حال به یهود معروف شدند پس از سرگردانی بسیار به سواحل مدیترانه رسیده و در جایی که امروز فلسطین نامیده می شود اقامت کردند و فلسطین را اشغال نمودند. یهود در ایران کورش پارسی، پادشاه بزرگ هخامنشی، که در قرآن ذوالقرنین ذکر شده، یهود را پس از چهل و هفت سال که در اسارت بخت النصر پادشاه کلدانی(بابلی) بود به جهت موحد بودنشان نجات داد، و چون خود وی پادشاهی یکتاپرست بود، آنان را به جمع آوری تورات، و به بازسازی معبدشان که به دست بخت النصر ویران شده بود فرمان داد. پس از آن زمان بنی اسرائیل در اطراف عالم متفرق شدند و از عبرانی به یهود معروف گردیدند، قوم یهود در اثر این اسارت از مصر تا خاک ایران در همه جای عالم متمدن پراکنده گشتند، از جمله انتشار ایشان در خاک ایران بود. کورش که در سال 538 ق.م بابل را فتح کرد، به یهود آزادی داده و آنها را اجازه داد که به اورشلیم بازگردند و معبد خود را دائر نمایند و ظروف واثاثیه معبد که «نبوکدنصر» در 585 به یغما آورده بود به آنها بازگرداند ولی همه یهودیان بازنگشتند و قسمتی از آنها در بابل و سایر نقاط ایران پراکنده و باقی ماندند. مذهب در یهود در دوره هخامنشی و بعد از آن معتقدات مذهبی ایرانیان در یهود اثر غیر قابل انکاری داشته است. با اینکه یهود قومی یکتاپرست بودند، و به «یهوه» خدای یگانه اعتقاد داشتند، تصور معنویت خاص «اهورامزدا» در دین ایرانیان به یهود مدد کرده است، که بهتر بتوانند توحید را در مذهب خود، با صراحت کلام بیشتری بیان نمایند. تا آن زمان شیطان در دین یهود وجود نداشت. و این تاثیر دین مزدیستی و اعتقاد به اهریمن زردشتی، یهودیان نیز به یک نیروی خبیث و فریفتاری به نام شیطان معتقد گشتند، نفوذ امشاسپندان (عنوان هفت فرشته ارجمند و مقرب) زردشتی، موجب آن شد که یهودیان به فرشتگان مقربی چون اسرافیل، میکائیل، جبرائیل و اورائیل و رفائیل معتقد شوند. یهودیان تا پیش از نجات از بابل اعتقاد به روز رستاخیز نداشتند، و از آن جهان تصور مبهمی در خاطر می پروراندند، ولی بر اثر تماس با ایرانیان معتقد به روز رستاخیز و بعثت بعد از موت شدند. دیگر اعتقاد یهود به بهشت و دوزخ است، که بر اثر تاثیر عقاید زردتشتیان ایران در آن دین پیدا شده است، از آن جمله اعتقاد به ظهور مسیح منجی یهود است، که به تقلید اعتقاد ایرانیان به «سوشیانس» موعود آخرالزمان پیدا شده است. فرقه های یهود مهمترین فرقه های یهود عبارتند از: 1و2. فریسیان و صدوقیان: دو فرقه ی مذهبی و سیاسی هستند. فریسیان که به معنای جدا شوندگان و کناره گیران می باشند و درمقابل یونان مآبی در مورد مذهب یهود ایستادگی کردند. که به احادیث شفاهی نیز اهمیت فراوانی قائل بودند. 135 سال ب.م نفوذ داشتند. صدوقیان که منسوب به کاهنی به نام «صادق» هستند، فرقه های یونانی مآب بودند که منکر ملائکه و ایمان به بعثت و آنچه را که مخالف عقل و منطق است گردیدند و به ظهور مسیح نیز معتقد نبودند و تنها قایل به خداوند و زیارت معبد بودند. 70 سال ب.م نفوذ داشتند. 3. قرائون: قرائون یا قاریان، طایفه ای از یهود هستند که جز به کتاب عهد قدیم اقرار ندارند، و روایات شفاهی و تلمود را معتبر نمی دانند و تنها کتاب مقدس (تورات) می خوانند. 4. کاتبان (سوفریم): طایفه ای از ایشان بودند، که شغلشان استنساخ کتاب مقدس بوده است تا آن کتب را به اشخاصی که طالب آنها هستند بفروشند و منظور ایشان از این کار تجارت و پول درآوردن از مردم بوده است. بعضی از افراد این گروه را گاهی «رابی» یعنی آموزگار و نیز «اب» به معنی پدر خوانده اند. اصول تعالیم یهود یهودیان معتقد به خدای یکتا هستند که او را «یهوه» می گویند، که به معنای خداوند هستی است و چون آن نام از اسماء اعظم است، از جهت آنکه بی احترامی در ذکر آن اسم نگردد آن را یهوه نوشته و ادنائی به معنای خداوندگار ما می خوانند. یهوه خداوند بخشنده و مهربان و در ضمن جبار و قهار و انتقام جو است. برخلاف مسلمین و نصاری، یهودیان اعتقاد روشنی به آخرت و روز جزا ندارند، و سزا و جزای اعمال انسان را بیشتر در این جهان می دانند. یهودیان توجه مخصوصی به ادای قربانیهای خونین در مراسم مختلف دارند و با عنصر غیر یهودی ازدواج را حرام می دانند و به احترام روز سبت یا شنبه سخت پایبندند. طبق احکام دینی ختنه در دین ایشان واجب است و هشت روز پس از تولد طفل به عمل می آید و تکالیف مذهبی از سیزده سالگی آغاز می گردد و مراسم ازدواج در معابد انجام می گیرد. محل عبادت ایشان را «کنیسه» گویند. ایشان روزهای جمعه عصر برای عبادت به کنیسه می روند و خود را برای آسایش روز سبت که از غروب جمعه آغاز می گردد آماده می کنند. ایشان در روز شنبه کار نمی کنند و نه کسی را در خانه به کاری می گمارند. ایشان از خوردن گوشت حیواناتی که در دینشان تحریم شده مانند گوشت خوک می پرهیزند و ذبیحه ی غیر یهودی را نمی خورند. قتل نفس و زنا و سرقت و شهادت به دروغ و بت پرستی و آزردن همسایه و به باطل بردن نام یهوه در نزد ایشان حرام است و پرستش خدای یکتا و احترام به روز شنبه و به پدر و مادر برایشان واجب. بر هر یهودی واجب است که بیت المقدس را دوبار در سال زیارت کند و یک هفته در آنجا بماند. یهودیان، روحانیون خود را «ربن» یا «ربی» گویند که به خاخام یا حاخام مشهورند. که کار عمده خاخام ها رسیدگی به امور حقوقی و قضایی است همچنین احکام تورات را با حوائج و مقتضیات عصر خویش تطبیق می نمایند. تاریخ ادیان و مذاهب در ایران; عباس قدیانی لغت نامه دهخدا اساطیر ایران باستان; عصمت عرب گلپایگانی سمیرابهزادی
|
|
+ نوشته شده در
87/05/21ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط سمیرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بنام یزدان پاک
وبلاگ بیشتر حول محور مسائل تاریخی و ادبی می گردد. مخصوصاَ تاریخ جنوب که بی نهایت به آن علاقمندم.امیدوارم همه دوستان نهایت بهره را ببرند و مرا از کاستی های این وبلاگ مطلع کنند. با تشکر. سمیرا |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|