تبليغاتX
زروانیک - حکایت نمایندگان بوشهری در مجلس
 

نمی دانم از کجا شروع کنم و چیه بگویم.

بله منظورم نمایندگان فعلی و عزیز و محترم مجلسمان است.

کاری به دیگران ندارم، بیشتر منظورم آقایان نماینده حوزه های بوشهر مخصوصاً دشتی و .. است.

به نظرم کسانی که در شهرهای بزرگ زندگی کره اند و زرق و برق و رفاه و آسایش و صنعت دیگرشهرها را دیده اند با وارد شدن به شهرهای کوچک ودیدن کمبود امکانات در این شهرها   به مشکلاتشان  از بالا نگاه می کنند، درد مردم را بیشتر می بینند و حس می کنند تا کسانی که سالها در شهرهای کوچک زندگی کرده و هر وسیله ای که برای آسایش مردم درست شده هر چند کوچک را بزرگ می بیند و آن را تکامل و پیشرفتی برای وطن و مردمش می داند.

  مورد اول با دیدن این مشکلات  به فکر راه و چاره می افتند و تمام تلاشش را در رفع محرومیت می کنند نه اینکه مشکلات را نبیند و تنها به فکر اندوخته کردن مایحتاج خود و اطرافیانشانش باشد.

سالهاست که با انتخابات و نام نمایندگی آشنام، بچه که بودم می دیدم خانواده  و دوستان چگونه برای انتخابات تلاش می کنند پس سوالات زیادی در ذهنم ایجاد  شد.

کارنمایندگان چیست؟

مجلس کجاست؟

در آنجا چه کار می کنند؟

و...؟ ؟ ؟

چون خاندان پدریم پیشتاز در این امر مقدس و خدمت به مردم در استان بوده اند، پس با      واژه هایی چون ( کمک به دیگران، رفع مشکلات و رسیدن به درد مردم و ...) آشنام و درد و محرومیت را حس کردم و از نزدیک شاهد آن بودم.

1.    مرحوم شهید میربهزاد شهریاری که به حق می توان گفت بی مثل و مانند بوده، بعد از انقلاب با سن کمتر از 26 سال  و به عنوان جوانترین نماینده، عنوان یکی از دو نماینده استان از رودباران را داشت و با قدرت وارد مجلس شدند، هدف ایشان فقط و فقط حل مشکلات و رسیدگی به درد مردم بوده نه غیر از آن. و نا جوانمردانه با شهدای دیگر 7تیر به شهادت رسیدند. 

2.    دکتر سید کمال الدین شهریاری. در مورد خدمات ایشان بعد از 8 سال فعالیت در حوزه دشتی و...... جای هیچ بحث و صحبتی نیست. دکتر شهریاری دانش آموخته معماری در مقطع کارشناسی ارشد از دانشکده هنرهای زیبای تهران و دکترای شهرسازی هستند، با تسلط کامل به زبان انگلیسی و آشنایی به چندین زبان زنده دنیا. پس نه تنها به نظر حقیر بلکه از نظر خیلی از بزرگان مقیم تهران، یک فرد کاردان با تفکرات خاص سیاسی هستند.

نه اینکه چون نسب خونی با ایشان دارم،  واقعاً این آقایان دارای مدارج بالای علمی و تحصیلی بوده اند. که البته ما مثل این عزیزان کم نداریم. صحبت من شخص خاصی نیست.

که البته استان بوشهر دارای زنان و مردان تحصیلکرده و بزرگی است که بعضاْ خیلی از آنان در خارج از مرزها در حال خدمت هستند و بین آنها ما انسانهایی با تفکرات خاص سیاسی و  ایدئولوژی های نو کم ندارم.

پس چرا ما نباید یک فرد کاردار و کاردان بر منطقه امان نظارت داشته باشد؟

مثال: به نظر شما می شود از یک مربی کودک مثلاً رده سنی 2 تا 4 سال انتظار داشت به دانشجویان فنی یک دانشگاه معتبر درس دهد؟؟؟

یا ازشخص که تا کنون رانندگی نکرده بخواهیم با ماشین سنگین در جاده های پر پیچ و خم رانندگی کند؟؟؟

به نظر حقیر نمایندگی و نماینده شدن هم به این سادگی ها هم که فکر می کنند نیست. چرا، چرا و چرا آقایان به این باور نرسیده اند که کار را باید به کاردان سپرد. مگه اداره کردن چند منطقه و رسیدگی به تمام مشکلات آنها، شخم زدن زمین است؟

 یعنی اینقدر آسان است؟

 پس چه خوب، من هم می توانم به همین سادگی کاندید شوم و بگویم من از سادات بوشهرم، نفسم شفای هر دردی است و از این سخنان سبک مغزی که به نظرم همچین تفکرات و سخنان بچه گانه ای فقط در حد عوام است.

وقتی مشکلات و بدبختی های مردم دشتی و ... را می شنوم، فقط افسوس می خورم و آه      می کشم.

چه باید گفت و چه باید کرد؟

البته در این مواقع به یاد ضرب المثل معروفی می افتم  ( خلایق هر چه لایق ).

زدن تنها کارخانه آرد و آزاد کردن چند محموله گمرکی و انجام کارهای بسیار جزئی برای مردمی به آن شریفی و بزرگواری و به قول جناب خاتمی (دشتی و ... نگین فرهنگی جنوب ) و  در  منطقه ای که محرومیت بیداد می کند برای تقریباً 3 دوره نمایندگی تاسف دارد.

نمی دانم تحصیلکردهای مقیم استان و شهرستان کجان؟ به چه می اندیشند؟

در انجمن بوشهریهای مقیم تهران که دوشنبه های اول هر ماه در یکی از مناطق شمالغرب تهران برگزار می شود این آقایان حتی یک بار هم حاضر نمی شوند، جدیداً یکی از نمایندگان استان را 1 الی 2 بار زیارت کردم، بقیه آقایان نماینده یا وقت ندارند یا ......

شاید هم از جواب دادن به حضار بوشهری مقیم تهرانی که اکثراً تحصیلکرده هستند عاجزند، بنابراین بهانه تراشی می کنند و از آمدن در جمع خودشان کناره می روند.

شاید هم واقعاً کار دارند!!!

تابستان جاری برای کاری خدمت یکی از این به قولی (نمایندگان) رسیدم . ایشان قول مساعد برای همکاری داداند، قول ایشان همان و عمل نکردن به آن همان.

به قول اخوان ثالث:

سرها در گریبانند

پاسخ گفت:

....

به تازگی شنیدم یکی از همین آقایان نماینده در بهترین و گران ترین نقطه تهران خانه ای با متراژ بالا خریداری کردند. ؟. ؟. ؟.

چرا؟؟؟

   چرا؟؟؟

      چرا؟؟؟

فقط افسوس می خورم و هزارن سوال برام پیش می آد.

 شما که توانایی ندارید پس چرا حق مردم را می خورید.

 

                                                          سمیرابهزادی

+ نوشته شده در  87/09/12ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط سمیرا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بنام یزدان پاک
وبلاگ بیشتر حول محور مسائل تاریخی و ادبی می گردد. مخصوصاَ تاریخ جنوب که بی نهایت به آن علاقمندم.امیدوارم همه دوستان نهایت بهره را ببرند و مرا از کاستی های این وبلاگ مطلع کنند.
با تشکر.
سمیرا

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
پیوندها
سوشیانس و تاریخ ایران زمین
سرای کورش و داریوش... ایران
تاریخ دشتی
فرهنگ و ادب بوشهر
غزلداستان
پندار
کلک شبانه
ابوحنانه (فرزان اسدی)
تاریخ ایران و پادشاهان بزرگ آن
شعر و تاريخ ايران باستان
Dynamic designers فلسفه.هنر و معماری
تحصیل در فیلیپین
دین زرتشت آیین آزادگی و اختیار
به نام اهورای پاک
هفته نامه نسیم جنوب
دشتي ها
تاریخ و فرهنگ ایران زمین
اندیشه گر
آینده سازان توسعه جنوب
پرنیان
No Pain No Gain - Abedin
وبلاگ برق الکترونیک دشتی
سیراف (سیراف مروارید خلیج فارس)
hendoostan
سید محمد رضا هاشمی زاده
منیرو روانی پور
سجاد واعظی
وندا وحیدی
غريبه اي نام آشنا(حسین حیدری)
گزارشات خبری کنگان(مهندس قاسمی)
باغ بی برگی (ژاماسپ)
گنجینه سعادت(یک دوست)
آریا بوم (یک دوست)
هیرو (ابراهیم شاکری)
به یاری اهورا (یک دوست)
کردوان علیا(فرهنگ،افتخارات)مطالب متنوع و(علی متفق)
رد نایابِ درد(محد باقر حاجیانی)
مدیریتی بر جنوب کشور (حسین اندام)
مردکاغذی (ابراهیم جاگرانی)
دوست عزیز محمد رضا بی گناه (کانادا)
شیپور (آقای حق شناس) آلمان
مجید.س (یک دوست از وطن)
فایز دشتی (مجتبی سعیدی)
ابیانه نگینی در دل کوه
انیسا دهقان
سایت خبری (مند نیوز)
آقای شهیر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM